دیروز داشتم از کنار یه پارکینگ رد میشدم٬ این اهرم هایی هست که جلو در میزارن تا ماشینا پولشون رو حساب کنن و برن بیرون٬
بالا بود و من هم داشتم از زیرش رد میشدم که یهویی اومد صاف خورد تو سرم 
البته قبل از اینکه بیاد پایین دوستم هی میگفت سرت سرت... منم اصلا حواسم نبود که واسه چی میگه و به راهم ادامه میدادم
ولی یهو دیدم یه چی خورد تو سرم..
حالا جالب اینجاست که چون اونایی که اون اطراف بودن بهم خندیدن دوستم هم عصبانی شد و بهشون گفت: کــــــــــــــــوفت
منم از زوره خنده نمیتونستم حرف بزنم آخه من یهو دیدم اونا خندشون رو بریدن... بیچاره ها مونده بودن که کوفت یعنی چی؟؟؟
دوستم هی میگفت چی شده منم میگفتم هیچی و همش میخندیدم 
ولی بعدش یه کمی باد کرد اومد بالا و یه کم درد گرفت ..
تازه امروز دردش بیشتر شده و کل پیشونیم درد میکنه
پی نوشت: دیشب که برا مامانم تعریف کردم میگه خب به دوستت میگفتی
به جای اینکه هی بگه سرت سرت از صحنه فیلم میگرفت میاورد میخندیدیم 
میگم مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــامــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــان چطور دلت می اومد
میگه آخه فکر که میکنم میبینم صحنه ی خنده داری بوده  |